تبليغاتX
حوا سپید - من اگر طبیب بودم ...
هر چه آگاه تر . گم راه تر
 

 مطلبی را باید تا ظهر مینوشتم و آماده میکردم . دخترو  آنچه در توان داشت به کار برد تا من نتونم به قول خودش مشقهام را بنویسم .

از خط خطی کردن دیوار گرفته تا 

هر چند لحظه یک بار جیش و پی پی دارم

  آب میخوام 

 منو بغل کن

بیا بوست کنم مامان کوچولو

کارتون بگذار

اینو نمیخوام یکی دیگه

و آخریش که بسیار جالب و جدید بود :

بیا دلم را ماساژ بده . درد میکنه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط حوا   |