تبليغاتX
حوا سپید - برف بهاری
هر چه آگاه تر . گم راه تر
 

 

وقتی برف میاد دیدن این قلب خوشگل وسط کوچه کلی بهم انرژی میده . امروز صبح  اومدم جلوی پنجره و غافلگیر شدم  . انگار برف میدونه چجوری باید بباره و برای هر کسی به نقشی و نگاری . مثل ابر ها که برای هر کس حرفی دارند.

روی تخت دراز کشیدم و قاب پنجره شد دروازه چشمهام ، با دونه های برف  باریدم و باریدم . به هبوط ادم و حوا فکر میکردم . حرفهایی برای گفتن،فقط در همین چند لحظه،از آسمان تا زمین .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط حوا   |