تبليغاتX
حوا سپید - مادرک
هر چه آگاه تر . گم راه تر
 

 * امروز سفره هفت سین را جمع کردم . دخترو  میگفت که مامانی ببین تبلد خونمون شده .  بعد وقتی دیده که  خبری نیست میگه امروز تبلد منه .  نمیدونم این تولد چیه که بچه ها اینقدر دوستش دارن . اغلب توی  مهد کودک و دبستان  به دوستاشون الکی میگن که فردا تولدمه .  فکر کنم که دخترو هم از اونها باشه . خیلی وروجک شده الان هم به زور خوابوندمش .

وقتی خوابه میتونم بهش فکر کنم . درست نگاهش کنم و نوازشش کنم . دلم براش تنگ شد یهویی

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط حوا   |