|
هر چه آگاه تر . گم راه تر
|
بدو بدو داریم میریم عید دیدنی و دوان دوان میان خونمون . این اولین عیدی است که خونه هستیم . ظاهرا برای دخترو خیلی جذابه و کیف میکنه . خوشبختانه اغلب اطرافیان هم بچه دارند و این چند روزه کلی بازی کردن . دیده که بچه های دیگه تف میکنند. توجهش به آب دهانش جلب شده . بعد دستش را میکنه تو دهنش و کمی آب دهانش را میاره بیرون و به بچه های دیگه تعارف میکنه . می گیره کف دستش و به نوبت بهشون میگه: بیا آب بخول . همه اه اه کنان فرار میکنند . امروز به من هم تعارف کرده و بهش گفتم که ما همه بزاق دهان داریم و کسی اینو تعارف نمیکنه . واقعا اینو برای اولین بار مثل بچه آدم فهمید و دیگه این کار را نکرد . ولی خب کلاس داره بچه ام تفش را پرت نمیکنه تو دستش میگیره تعارف میکنه .