تبليغاتX
حوا سپید - تف مدرن
هر چه آگاه تر . گم راه تر
 

بدو بدو داریم میریم عید دیدنی و دوان دوان میان خونمون .  این اولین عیدی است که خونه هستیم . ظاهرا برای دخترو خیلی جذابه  و کیف میکنه . خوشبختانه اغلب اطرافیان هم بچه دارند و  این چند روزه کلی بازی کردن .  دیده که بچه های دیگه تف میکنند. توجهش به آب دهانش جلب شده . بعد دستش را میکنه تو دهنش و کمی آب دهانش را میاره بیرون و به بچه های دیگه تعارف میکنه .   می گیره کف دستش و به نوبت  بهشون میگه: بیا آب بخول . همه اه اه  کنان فرار میکنند .  امروز به من هم تعارف کرده و بهش گفتم که ما همه  بزاق دهان  داریم و کسی اینو تعارف نمیکنه . واقعا اینو  برای اولین بار مثل بچه آدم فهمید و دیگه این کار را نکرد . ولی خب کلاس  داره بچه ام  تفش را پرت نمیکنه  تو دستش میگیره تعارف میکنه .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط حوا   |