|
هر چه آگاه تر . گم راه تر
|
*سفره هفت سین را روز دوم عید چیدم . روز اول ما خونه پدر ادم هستیم و هیچ وقت خونه نیستیم . شوقی برای دور هم بودن نیست . عصر روز دوم با حسرت شمع های تازه را روشن کردم و چند تا عکس از سفره انداختم . ادم هم طبق معمول که عادت داره روزهای مهم و خوب و شاد زندگیم را خراب کنه این کار را کرد و من هم از قبل عادت دارم که مثلا روز تولد ، سالگرد ازدواج ، عید ، عروسی ، مهمونی. به دنیا اومدن دخترو و..... ادم رفتارش عوض میشه . این عادتها بد چیزی هستند ولی من هم عادت کردم . مهم نیست .

* جلوی درب ورودی را دارم پتینه میکنم و از خودم طرح های جدید اختراع کردم. کلی سفالهای قلقلی را رنگ کردم و شبیه تسبیح از دیوار اویزون کردم . داره کم کم خوب میشه . اینه فروشی تعطیل بود و فعلا ورودی بدون اینه است .