تبليغاتX
حوا سپید - شمع های روشن زندگی من با تاخیر
هر چه آگاه تر . گم راه تر

 

 *سفره  هفت سین را روز دوم عید چیدم .  روز اول ما خونه پدر ادم هستیم و هیچ وقت خونه نیستیم . شوقی برای  دور هم بودن نیست .  عصر روز دوم  با حسرت  شمع های تازه را  روشن کردم  و چند تا عکس از سفره انداختم .   ادم هم طبق معمول که عادت داره  روزهای مهم و  خوب و شاد زندگیم را خراب کنه این کار را کرد و من هم  از قبل عادت دارم که مثلا روز تولد  ، سالگرد ازدواج ، عید ،  عروسی  ، مهمونی. به دنیا اومدن دخترو   و.....   ادم رفتارش عوض میشه . این عادتها بد چیزی هستند ولی من هم عادت کردم . مهم نیست .

 * جلوی درب ورودی را دارم پتینه میکنم و  از خودم طرح های جدید  اختراع کردم. کلی  سفالهای قلقلی را رنگ کردم و شبیه  تسبیح از دیوار اویزون کردم . داره کم کم خوب میشه .  اینه فروشی تعطیل بود و فعلا ورودی بدون اینه است .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط حوا