|
هر چه آگاه تر . گم راه تر
|
این چند روز مانده به عید انگار که زندگی را زدن رو دور تند . هر چی قبلش بی خیال هستم و میگم که من اصلا حوصله عید را ندارم و کاری نمیکنم ولی نمیشه . بدو بدو تمام کار ها را هم با پر رویی انجام میدم . از سبزه گذاشتن گرفته تا خونه تکانی کامل و خرید لباس برای دخترو و مراسم تخم مرغ رنگ کنی وگندم بو داده چهر شنبه سوری و..... اینکه حالا امسال چه رنگی بچینم سفره را و چند تا سین دارم . روز اخر واقعا اون منم که همراه با توپ سال جدید منفجر میشم .
این کامپیوتره هم بازی داره و هیچ اعتباری نیست که عیدانه ای داشته باشم اینجا . ولی سال نو را به همه شما تبریک میگم مخصوصا اونهایی که حتی یکبار میان و میگن وب خوبی داری به منم سر بزن . الهیییی . اولها حرصم میگرفت از دیدن همچین نظر هایی ولی بعدا دوستشون داشتم و همین باعث شد یه تبریک مخصوص براشون بنویسم .